ريشه ا صلّى اين رذيله اخلاقى مانند بسيارى از رذايل ديگر ضعف مبانى ايمان و «معرفة الله» است. كسى كه خداوند را بر همه چيز قادر مى داند و معتقد است كه ريشه تمام خيرات و بركات ذات خداست، بايد به طور قطع به وعده هاى الهى در مورد آثار مادى و معنوى «انفاق» در راه خدا اعتقاد داشته باشد. با اين اعتقاد امكان ندارد کسی گرفتار اين خوى زشت گردد.
از نشانه هاى «بُخل»، عذر تراشی به بهانه های گوناگون، براى خوددارى از كمك به ديگران است. بخيلان براى پوشاندن رذيله اخلاقى خود در برابر مردم به عذرهاى واهى متوسل مى شوند و حتى گاهى با همين عذرها خود را فريب مى دهند. مثلا با اينكه پول فراوانى دارند، امّا حاضر نيستند مقدار كمى از آن را ببخشند يا اينكه وام دهند.
نتيجه عدالت اين است كه هر كسى در جامعه به حق خويش برسد و هرچيز در جاى خود باشد. روشن است كه در اين صورت تمام افراد اجتماع به تلاش و كوشش بر مى خيزند، تا بتوانند حق عادلانه خود را بگيرند. در نتيجه جامعه در سايه عدالت، شكوفا و فعال و مترقى مى شود. امّا جود و بخشش چنين نيست. زيرا چيزى اضافه بر استحقاق افراد است كه البته در جاى خود بسيار خوب و شايسته است. ولى اى بسا همين صفت خوب و شايسته سبب شود كه عده اى به تنبلى روى آورند و تلاش و كوشش را كم كنند و به انتظار جود و بخشش سخاوتمندان بنشينند.
از طرفی عدالت امرى است فراگير كه تمام جامعه انسانى مى توانند از آن بهره مند گردند و در سايه آن به زندگى آبرومندى ادامه دهند. در حالى كه جود و بخشش فراگير نيست و هميشه موضعى و محدود است و روشن است چيزى كه آثار مثبت آن همه افراد جامعه را فرامى گيرد، از چيزى كه جنبه محدود دارد بهتر و اشرف و افضل است.
بى شك ايمان به آخرت نقش مهمّى در پرورش فضيلت هاى اخلاقى دارد. چون شخص سخىّ ايمان دارد كه آنچه در نزد او بماند، فانى شدنى است و فقط آنچه در نزد پروردگار ذخيره گردد، باقى و جاودان خواهد بود. علاوه بر آن اين فضيلت اخلاقى مانند ساير فضايل با تعليم و تربيت و انديشه و تفكّر و تمرين و ممارست حاصل مى شود. همچنين دقت در آثار و بركات و پيامدهاى مهمى كه براى «سخاوت» پیش از این بیان شد، مشوّق مؤثرى برای پرورش فضیلت سخاوت خواهد بود. مطالعه تاريخ زندگى سخاوتمندان و بخيلان و مقايسه آن دو با يكديگر نيز در ايجاد اين «سخاوت اخلاقى» بسيار مؤثر است. در ضمن، اگر پدر و مادر و معلّم و استاد كودكان را از آغاز عمر به «سخاوت» عادت دهند، اين فضیلت اخلاقی به آسانى در وجود آنها ريشه مى دواند.
آثار مثبت «سخاوت» در زندگى فردى و اجتماعى انسان كه با تجربه ثابت شده و يا در احاديث اسلامى به آن اشاره گرديده است، بسيار زياد است؛ از جمله: ۱. «سخاوت» محبّت دوست و دشمن را جلب مى كند و بر عدد دوستان مى افزايد و از دشمنان مى كاهد. ۲. «سخاوت» پوششى براى عيوب انسان هاست و به اين ترتيب، آبروى انسان را حفظ مى كند. ۳. «سخاوت» بر عقل و خرد انسان نیز مى افزايد. ۴. «سخاوت» فاصله طبقاتى جامعه را كم می کند و پيوندهاى اجتماعى را محكم مى سازد. ۵. «سخاوت» مدافعان انسان را زياد مى كند و آبروى او را محفوظ مى دارد و دشمنان و بدخواهان را عقب مى راند.
اولين راه براى درمان بيماری هاى اخلاقى اين است که همانند بيماری هاى جسمانى بايد به سراغ ريشه ها رفت. زيرا تا ريشه ها نخشكند، بيمارى همچنان وجود دارد؛ هرچند به صورت موقت آثار آن زايل شود. راه ديگر مبارزه با «بُخل» اين است كه شخص «بخيل» دندان روى جگر بگذارد و از اموال خود ببخشد. هرگاه اين كار تكرار شود، عشق به مال در وجودش شكسته خواهد شد. انديشيدن درباره تنفر و انزجارى كه مردم از بخيلان دارند، يكى از راه هاى درمان «بُخل» و دورى از اين رذيله زشت اخلاقى است. همچنين انديشيدن در پيامدهاى سوء «بُخل» نيز تأثير فراوانى در درمان اين صفت زشت دارد.
بُخل مانند تمام صفات رذيله، داراى درجاتى است. بعضى از مراحل آن به قدرى ضعيف است كه ممكن است از ديد بسيارى از افراد مخفى بماند و بعضى از مراحل آن به قدرى آشكار است كه هر كس، حتى كودكان نيز آن را درك مى كنند. بعضى نسبت به اموال خود بخيل اند؛ بعضى از آن هم فراتر رفته، نسبت به اموال مردم بخيل اند؛ بعضى از آن نيز فراتر رفته، هرگاه ببينند افراد اموال شان را براى خودشان به طور گسترده مصرف مى كنند، ناراحت مى شوند و اين بدترين و عجيب ترين نوع بُخل است! از سوى ديگر، بعضى در امور مادى بخيل اند و بعضى در امور معنوى. بعضى در انجام انفاق هاى مستحب «بُخل» نشان مى دهند در حالى كه بعضى حتی در واجبات - مانند اداى خمس و زكات – نیز از خود «بُخل» نشان می دهند. گروهى بُخل خود را بدون پوشش و توجيه نشان مى دهند، در حالى كه گروهی ديگر پوشش هاى ظاهرى براى آن درست مى كنند.